جلل الخالق !!!

 

باید اذعان داشت که ؛ در جهان بهم پیچیده ای زندگی می کنیم . فهم مسائل و مشکلات زندگی با ساده لوحی و بی سوادی ، دیگرمیسر نمی باشد . نیاز به با هم شدن روشنفکران متعهد و پیشگامان با توده ها ، بیش از هر زمانی دیگر، در ملغمه ای از توطئه ها و انسجام  تشکیلاتی مستکبرین تجلی می یابد .

یکی از گنده ترین این توطئه ها ؛ در تخصصی شدن ( گرچه تخصص در دنیای امروز بمثابه یک ضرورت مطرح می باشد ) امور اجتماعی ، خود را می نمایاند . آقای اقتصاد دان ، خانم روانشناس ، متخصص اطفال ، جامعه شناس ، مردم شناس و فیلسوف و . . . ! در یک چنین اوضاع و احوالی است که مهندسی ژنتیک ، در آمیزه ای از " دی . ان . ای "  و ژن  با دنیای تخصصگرا ، سخن از ضریب هوشی انسان بمیان می کشد و او را با این ویژگی بصدر مصطبه بر می خواهد نشاند . راهکار ما آدمهای بقول این حضرات ؛ "معمولی" ، چه می تواند باشد ،  برای تن رهانیدن از استثمار و هم سلطه هوشمندان و نخبگان  ؟!

تورم هم یکی از همان مقولاتی است ، که ما قربانیان آن ، چیزی از جزئیات و تحلیل علمی آن نمی دانیم . می بینیم همه چیز گران می شود ، حساب دخل و خرجمان ، بزرگترین متخصص عالم را، ازجفت و جور کردنش عاجز می دارد . با چند شیفت کار ( البته اگر پیدا شود ) هم باز زنمان می نالد ، سربچه هامان با شکم سیر به خواب نمی رود . کمی آنسوی تر در شهرمان ، حاج آقا با آهن و تلپش و حضرت آقازاده با فیس و افاده اش و . . .  این دیگر چه جور عدالتی است که در سرزمین خدا ، دل آدم را بدرد می آرد . راستی یک کارگر ساده در این مقطع تاریخ چه جایگاهی دارد ، و نخبگان و سرمایه داران چه جا ؟ کدام بلا نسبت پدرسوخته ای ، عدالت و انسان  را اینچنین تعریف و تحمیل کرده است !؟ جلل الخالق !

آگاهان فن می گویند ؛  دراقتصاد مدرن امروزی ، فعالیتهای واقعی اقتصادی با بازار پولی و مالی فاصله دارتر می شود .  سیستم بانکی هم همچون تولیدات صنایع ، در شبکه ای جهانی ، دنیای قدرتهای بزرگ و استعماری را با جهان کشورهای پیرامونی از هم متمایز می دارد . از یک بانک کوچک ، در ناکجا آباد قصبه ای از کشوری فقیر، تا بانک جهانی و صندوق بین المللی پول ، تا بازار بورس و بهره و سفته بازی ، تا اعمال قدرت امریکا مبنی براینکه نفت در سطح جهانی باید با دلار خرید و فروش بشود ، و تا شاید هزار حقه و ترفند سوداگرانه طبقات شریف سرمایه دار کشورهای متفاوت ، وسعتی از این شبکه جهانی را ( که دیگر بی ارتباط باهم نمی تواند عمل کند ) به نمایش می گذارد . و شاید یکی از مستعد ترین بسترهای رشد نرخ تورم ، از دل همین شکاف میان فعالیتهای واقعی اقتصادی با عملکردهای بخش مالی ، و انتقال بحران به کشورهای کمپرادور یا پیرامونی است که بیرون می زند . و پولدار که پولدارتر و فقیر ، فقیرتر می شود .

بعنوان مثال ؛ نرخ دلار از 7 تومان به 700 تومان ، در عرض مدتی کوتاه پیش و پس از انقلاب باصطلاح اسلامی 1357 تغییر می کند . و ایران از زیر چتر امریکا بیرون می رود ، جلل الخالق !

از آثار ساده و نمایان تورم ؛ افزایش حجم پول و تقاضا در برابر میزان عرضه ( تولیدات داخلی ) ، لاجرم بالا رفتن سطح قیمت هاست . در یک سیستم اقتصاد بازار ، که غالبا دولتها هم نقشی در آن بازی می کنند . البته این روزها ، با از هم فروپاشیدن بلوک کمونیستی ، یکه تازی و شرافت سوداگران هم بجوش آمده ، دخالت دولت را در امور شرکتها و صاحبان سرمایه بیجا می شمارند .  مردم  زحمتکش و فقیر را هم ؛ بی عرضه و بی لیاقت و گاها کاهل می خوانند ، که کشیدن گلیمشان را از آب ، به بیرون نمی توانند ، جلل الخالق !  

رشد نرخ تورم در ایران ما ؛ یعنی کاهش قدرت خرید پول ، یعنی بی برنامگی دولت ، یعنی وام دادن بی برنامه به آقازاده ها ، یعنی بالا کشیدن غیر واقعی بهای سهام در بازار بورس ، یعنی کوبیدن بر سر کارگر و کارمند و تمام کسانیکه درآمدی ثابت دارند ، یعنی پول نفت را هزینه مصرف کردن ، یعنی نابودی تولید با واردات بی حساب  به حساب طبقه بازار ، یعنی کوچکی از پول نفت بر سر سفره بیکاری  ،  یعنی تعیین حداقل دستمزد بشیوه 3 جانبه گرائی ( نماینده دولت ، نماینده کارفرما و نمایندگان فرمایشی کارگران در دولت امنیتی اطلاعاتی احمدی نژاد ) ، یعنی سرکوب کارگران سندیکا طلب ، یعنی معلمانی که زبان به اعتراض می گشایند ، یعنی خط فقر را به 500 هزار تومان رسانیدن ، یعنی حداقل دستمزد را کمی بیش از 250 هزار تومان تعیین کردن ، یعنی دختری از خانه سبز که سوار بنز ازمابهترونش می کنند ، یعنی بچه های خیابانی ، یعنی رویکرد به اعتیاد ، یعنی استعداد جوانی که فقط  در امور جنحه و جنایت راه رشد می یابد . یعنی . . . 

جلل الخالق !!!

 

 

حمایت از مبارزات حق طلبانه ، یک وظیفه انسانی است !

سبز باشید !

22 خرداد 86

وبلاگ كارگران و زحمتكشان

1